تبليغاتX
آدمک

آدمک

یک سخن کوتاه

سلام

خیلی وقته که آپ نکردم.به خاطر اینکه سرم کمی شلوغه.از همه دوستان که با گذاشتن نظراتشون بنده رو شرمنده می کنند ممنونم.از تمامی دوستان گلم معذرت می خوام به خاطر اینکه فرصت نمی کنم به وبلاگ هاشون سر بزنم.امیدوارم که همگی دوستانم صحیح وسلامت باشند.در این شب های ماه مبارک رمضان ما رو هم دعا کنید.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 1:25  توسط مجتبی   | 

اتحاد

سلام

اگه معنی اتحاد و همبستگی اینه همون بهتر که داخل کشور اتحاد نباشه. نمیدونم باید داخل این مملکت حرف کی رو باور کنیم.من قصدم طرفداری یا مخالفت با هیچ کدام از نامزدهای انتخابات نیست اما همه افراد به جای اینکه به فکر مردم باشند و حداقل فکری جهت حل مشکلات مردم بکنند متاسفانه به جان هم افتادند و من مطمئن هستم که بازنده اصلی در این اوضاع فقط و فقط مردم هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 18:45  توسط مجتبی   | 

ترس

خيلي جالبه: از سوسک مي ترسيم .

از له کردن شخصيت ديگران مثل سوسک نميترسيم.

از عنکبوت ميترسيم .

از اينکه تمام زندگيمون تار عنکبوت ببنده نمي ترسيم .

از خوب سرخ نشدن قورمه سبزي ميترسيم .

از سرخ شدن آدما از خجالت نميترسيم.

از سرما خوردگي ميترسيم .

از سرخورده کردن دوستامون نميترسيم.

از شکستن ليوان ميترسيم .

از شکستن دل آدما نميترسيم.

از اينکه بهمون خيانت کنند ميترسيم .

از خيانت به ديگران نميترسيم .

زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک، يک نفر همدم خوشبختي هاست... يک نفر همسفر سختي هاست ، چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 1:17  توسط مجتبی   | 

معلم

سپاسگزار همچون معلمي هستم که انديشيدن را به من آموخت نه انديشه ها را . .

 روز معلم بر تمامی معلمان عزیز

 مبارک باد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:9  توسط مجتبی   | 

بازسازی دنیا

بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است:

"كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم. بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم. در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم. اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم."

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 11:53  توسط مجتبی   |